سوره ی مریم

من از مفصل این نکته مجملی گفتم****تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

سوره ی مریم

من از مفصل این نکته مجملی گفتم****تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

شیخ صدوق درکتاب امالی از ابن عباس نقل کزده است که گفت:اهل بهشت هنگامی که در بهشت غرق در رحمت الهی هستند نوری را مانند نور خورشید مشاهده میکنند که درخشندگی وتابش خاصی دارد.

بهشتیان گویند:خداوندا!تودرکتاب عزیزخودفرموده ای :《لایرون فیها شمسا》در بهشت خورشید را نمیبینند،پس این چه نوری است.؟

خداوند تیارک وتعالی جبرئیل را به سوی آنها روانه کند و به آنها بگوید:

لیس هذه بشمس،ولکن علیّا و فاطمه ضحکا فاشرقت الجنان من نور ضحکهما

این نوری که مشاهده کردید نور خورشید نیست بلکه علی و فاطمه خنده ای کردند،واز نورلبخند آنها چنین تابشی و درخششی دربهشت ظاهرگردید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ بهمن ۹۵ ، ۲۳:۱۴
علی اصغر رامندی صدیق

دلم ز پاس نفس تار می‌شود، چه کنم

وگر نفس کشم افگار می‌شود، چه کنم

اگر ز دل نکشم یک دم آه آتشبار

جهان به دیده ی من تار می‌شود، چه کنم

چو ابر، منع من از گریه دور از انصاف است

دلم ز گریه سبکبار می‌شود، چه کنم

ز حرف حق لب ازان بسته‌ام، که چون منصور

حدیث راست مرا دار می‌شود، چه کنم

نخوانده بوی گل آید اگر به خلوت من

ز نازکی به دلم بار می‌شود، چه کنم

توان به دست و دل از روی یار گل چیدن

مرا که دست و دل از کار می‌شود، چه کنم

گرفتم این که حیا رخصت تماشا داد

نگاه پرده ی دیدار می‌شود، چه کنم

نفس درازی من نیست صائب از غفلت

دلم گشوده ز گفتار می‌شود، چه کنم

صائب تبریزی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ مهر ۹۴ ، ۰۷:۰۳
علی اصغر رامندی صدیق

در نمود نقشها بی‌اختیار افتاده‌ام

مهره ی مومم به دست روزگار افتاده‌ام

بر لب بام خطر نتوان به خواب امن رفت

در بهشتم تا ز اوج اعتبار افتاده‌ام

خواری و بی‌قدری گوهر گناه جوهری است

نیست جرم من اگر در رهگذار افتاده‌ام

ز انقلاب چرخ می‌لرزم به آب روی خویش

جام لبریزم به دست رعشه‌دار افتاده‌ام

هر که بر دارد مرا از خاک، اندازد به خاک

میوه ی خامم، به سنگ از شاخسار افتاده‌ام

نیست دستی بر عنان عمر پیچیدن مرا

سایه ی سروم به روی جویبار افتاده‌ام

هیچ کس حق نمک چون من نمی‌دارد نگاه

داده‌ام حاصل اگر در شوره‌زار افتاده‌ام

صائب تبریزی

 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ مرداد ۹۴ ، ۰۷:۰۵
علی اصغر رامندی صدیق